خراطی یا روستیک؟
ظروف چوبی از نظر مدل ساخت به دو دسته کلی تقسیم میشوند: مدلهای خراطی و مدلهای روستیک. البته مدل منبت هم هست ولی باتوجه به ترند روز، گستردگی و تقاضا و تبدیل شدن به صنعت، دو مدل خراطی و روستیک بیشترین اهمیت را دارند و باید مورد بررسی قرار بگیرن.
یک هنرمند در آغاز فعالیت خودش باید یکی از این دو مدل رو برای ادامه انتخاب کنه، اما کدوم مدل بهتره؟ کدوم سرمایه کمتری میبره؟ کدوم راحتتره؟ کدوم بازار بهتری داره؟ کدوم سودش بیشتره؟ کدوم فضای کمتری لازم داره؟
برای مقایسه، هر کدوم از این مدلها رو معرفی میکنیم تا با شناخت بیشتر ، بهتر بتونیم مقایسه کنیم و تصمیم مناسبتری بگیریم.
خراطی،،،، روشی از ساخت ظروف چوبی با چرخش دورانی چوب و شکل دادن چوب توسط مغار در هنگام حرکت چرخشی چوبه.
این روش وابستگی شدیدی به ابزار خراطی داره، در یک مطلب دیگر مفصلا در مورد دستگاههای خراطی و نکات آنها توضیح خواهم داد، ولی در اینجا بطور مختصر اشاره میکنم.
اولین موردی که در این مدل اهمیت داره تهیه یک دستگاه خراطی مناسب با نوع و اندازه تولید هستش، دستگاه خراطی، متعلقات مثل چهارنظام و ... و انواع مغار برای تراش چوب، نیاز به سرمایهگذاری اولیه بزرگتر و خیلی بیشتر نسبت به روش تولید روستیک داره.پس هنرجوهایی که سرمایه اولیه محدودی دارند بهتر است در ابتدا به سراغ آموزشهای خراطی چوب نروند.
تهیه چوبهای مناسب، قطعات چوبی که پرتیهای آنها جدا شده هستند ( بلنکهای چوب) ، دومین سرمایهگذاری مهم این رشته به حساب میروند.
در این رشتهی هنری، نسبت به رشته روستیک، سرعت تولید بسیار بالاتره، تولید سری راحتتر انجام میشه و میتوان به راحتی کالاهای مشابه هم را تولید نمود.
با توجه به روال بودن و شناخته شده بودن مدلهای تولیدی، سودآوری شفافتری داره بنابراین تولید کننده نمیتونه درصد حاشیه سود خیلی بالایی درنظر بگیره، درواقع افزایش درصد حاشیه سود تولید ارتباط مستقیم با قیمت خرید مواد اولیه و تعداد سفارشها داره یعنی هم باید قیمت چوب خریداری شده بهطور قابل توجهی پایین دربیاد و هم اینکه تعداد سفارشها بالا باشه تا میزان سود بیشتری با ضرب در تعداد بالای سفارشها ، بدست بیاد.
اما در مدل روستیک داستان فرق میکنه، هنرمند میتونه از هر قسمتی از چوب حتی از قسمتهای حاشیهی چوب، کالاهای خاصی رو خلق کنه، در این روش کالاهای خاص و تک نسخه بیشتر تولید میشه و تنوع کالاهای ساخته شده با میزان خلاقیت، هوش و هنرِ استادکار، ارتباط مستقیم داره.
هرچند بهای تمام شدهی چوب به عنوان مهمترین ماده مصرفی و تعداد بالای سفارش باعث سودآوری بیشتر استادکار در این روش خواهد شد اما مدل کالای تولید شده، مفهوم و پیچیدگی آن، خاص بودن و متفاوت بودن آن باعث افزایش نرخ حاشیه سود تولید خواهد شد و درواقع دست هنرمند برای تنوع و گسترش مدلهای خلق شده و درآمدزایی، بیشتر بازه. در این مدل نیاز به فضای کمتری برای تولید هست حتی میتوان بخشی از تولید مثل تراش ظروف یا سنباده زنی و... را به جای دیگه انتقال داد یا بعضی از مراحل تولید را برعهدهی استادکاران و هنرجوهای دیگر سپرد.
از نظر سرمایهگذاری اولیه به جز ابزارهای عمومی که برای هر دو مدل یکی هستند، هنرمند جز چند دستگاه از ابزار برقی و چند سری از متعلقات آنها مثل چوبسابها و ... سرمایهگذاری چندانی ندارد. پس استادکار- هنرمند در ابتدای کار متحمل دو سرمایه گذاری عظیم خرید دستگاه خراطی و تهیه چوبهای استاندارد( بلنکهای خراطی) نمیشود.
اختراع دستگاههای خراطی برای راحتتر شدن بخشی از کارهای روستیک انجام شده درواقع یک هنرمند در رشتهی روستیک میتونه با ابزارهایی که داره ( با زحمت بیشتر) ، ظروفی که توسط دستگاه خراطی ساخته میشه رو بسازه به عنوان مثال میشه با چوبساب و ابزارهای دیگر کاسه ، سینی گرد و لیوان چوبی ساخت، اما با دستگاه خراطی نمیشه ظروف روستیک مثل اوردوخوری و... را ساخت.
پیشنهاد بنده برای ایجاد یک کسبوکار حرفه ای، درآمدزا و استاندارد در زمینه تولید ظروف چوبی اینه که ابتدای فعالیت با مدلهای روستیک باشد و بعدها در مراحل بعدی مدل خراطی هم در خط تولید اضافه شود تا هنرمند استادکار بتواند پاسخگوی طیف گستردهای از مشتریان با سلایق و نیازهای مختلف باشد.